شبی که با تو بودم

شبی که با تو بودم یاد از آن شبها

شب شبی که بی تو بودم داد از آن شب

 شبی که لیلی از مجنون جدا شد

 فغان و ناله و فریاد از آن شب





موضوع: اشعار،
[ سه شنبه 15 اسفند 1396 ] [ 16:47 ] [ بهمن صادقی ]

تنهایی

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد



موضوع: اشعار، برچسب ها: تنهایی، شعر، عکس تنهایی،
[ چهارشنبه 29 آذر 1396 ] [ 17:54 ] [ Beny@min ]

کاش..... ع ش ق

خیلی تنهام ...

 از تنهایی خسته شدم ...

منتظر یه عشقم ...

یه عشق حقیقی ...

کاش یه عشق واقعی میومد و من و همراش می کرد ...

کاش همه ی عشقها واقعی بودن ...

مثل کویری که منتظر بارونه ...

کاش ...





موضوع: اشعار،
[ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 ] [ 07:29 ] [ Beny@min ]

دلتنگی #^&*#


دلتنگ توام
تا شادمانه مرا ببینند
شاخه‌ها
به شکل نام تو سبز می‌شوند
،
پرنده کوچکی که نمی‌دانم نامش چیست
حروف نام تو را
بر کتابم می‌ریزد
،
آفتاب

به شکل پروانه‌ای از مس
گرد صدایم
بال می‌زند
،
و می‌دانم سکوت
فقط به خاطر من سکوت است
،
اما من
دلتنگ توام
شعر می‌نویسم
و واژه‌هایم را کنار می زنم
که تو را ببینم ...




موضوع: اشعار، برچسب ها: اشعار، عاشقانه، اشعار عاشقانه،
[ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 ] [ 07:17 ] [ Beny@min ]

توپولف....!!!!!

توپولف....!!!!!
من هلاك تو و خاك زیر پاتم، توپولف!

من زمین خورده‌ی جعبه ی سیاتم،توپولف!
كشته‌ی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!
مرده‌ی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!
قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!
یه كلوم ختم كلــوم بنده فداتم، توپولف!

من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس
می‌پری پر می زنی روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-
بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!
قربون چشات برم، محــو نیگاتم ، توپولف
یه كلوم ختم كلــوم بنده فداتم، توپولف!

مـــا رو می‌بری نقـــاط دیدنی وقت فرود
گاهی وقتا سر كـــــوه و گاهی وقتا ته رود
می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود
می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود
چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم توپولف!
یه كلــوم ختم كلــوم بنده فداتم، توپولف!

ادامه مطلب


موضوع: اشعار،
[ شنبه 21 فروردین 1389 ] [ 18:34 ] [ Hamid Reza Azari ]

عادت...



عادت همه چیز را ویران میکند وای برروزی که چیزی (حتی عشق )

عادتمان شود .......عاشق کم است . سخن عاشقانه فراوان


دیگر سخن گفتن عاشقانه دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه


خواندن دلیل عاشق بودن ..... و ای دوست تو نگاه عاشقانه ات را


خالصانه بگو و همیشه به یاد داشته باش شبه عشق


در کنار عشق بوده.




موضوع: اشعار،
[ جمعه 20 فروردین 1389 ] [ 22:56 ] [ Hamid Reza Azari ]

عشق آدما

عشق آدما به هم قصه ی خنده داریه

اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه

وقتی عشقا همه از دم مثل هم تموم میشن

چرا باز باید شروع کرد آخه این چه کاریه

یکی پیدا نمیشه تورو واسه خودت بخواد

واسه چشم و ابروته هر کی که دنبالت میاد

به خدا دروغ میگه وقتی میگه عاشقته

به خدا دروغ میگه که جز تو چیزی نمیخواد

به خدا دروغ میگه آره داره دروغ میگه




آدما عادت دارن از هم دیگه بت بسازن

راه صد ساله رو یک ساعته چهار نعل بتازن

وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن

بگن این کهنه شده به اون یکی دل ببازن

آخه این چه کاریه آخــــــــــه این چه کاریه




موضوع: اشعار،
[ جمعه 20 فروردین 1389 ] [ 22:02 ] [ Hamid Reza Azari ]

در همه شهر غریبم

بی تو طوفان زده دشت جنونم
صیدافتاده به خونم
تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی...
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم،
دگر از پا نشستم
گوئیا زلزله آمد،
گوئیا خانه فروریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من
که ز کوی‌ات نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم، نتوانم
بی تو من زنده نمانم ...





موضوع: اشعار،
[ پنجشنبه 20 اسفند 1388 ] [ 23:59 ] [ Beny@min ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic